تاريخ خبر: سه شنبه 17شهریور 1388، 18رمضان 1430، 8 سپتامبر2009، شماره 24563سه شنبه 17شهریور 1388، 18رمضان 1430، 8 سپتامبر2009، شماره 24563

به انگيزه فراموشي يكي از نخستين قلمروهاي صنعتي جهان، اريسمان
مردم؛ ارث برهاي آثار باستاني
ژاله مقيم نژاد ، کارشناس موزه داري


شماره مي‌گيرم. گوشي را که بر مي‌دارد. مي‌‌گويم: «گزارشي در باره اريسمان...»

درنگ مي‌کند. توضيح مي‌دهم: «گويي آثار باستاني‌اش در حال ويراني است...» دوباره درنگ مي‌كند. سپس مي‌گويد: «راست‌اش هربار حرفي زديم، سرزنش و پشيماني بود...»

هيچ كارشناسي، مگر ژيلا مقيم‌نژاد، كارشناس موزه‌داري، كه هم در گفت‌وشنود روزنامه اطلاعات، شركت كرد و هم شماره يك كارشناس ديگر را داد، حاضر به گپ زدن درباره اريسمان نشد.

شما چي؟ آيا حاضريد در مقام دفاع از ارزش‌هاي در حال نابودي آثار باستان اريسمان – روستايي كه 6000سال پيش، داراي شهرك صنعتي ذوب فلز بود – سخن بگوييد؟



يک‌نمونه‌گي

ديروز مي‌انگاشتم که دست‌کم، خوردن آب کار ساده‌اي است؛ ولي امروزه پزشکان مي‌گويند (براي بالا نياوردن) بهتر است آب را نيز مانند شير، کم‌کم بنوشيد و انگار که بخواهيد آن را بجويد، هر جرعه را اندکي در دهان نگه داريد و سپس فرو دهيد.

بنابراين حتي خوردن آب نيز آداب و تشريفات ويژه خود را دارد. ولي باور مي‌کنيد کساني در ايران پيدا مي‌شوند که يک اثر بزرگ تاريخي را حتي آسان‌تر از خوردن آب يک ليوان و در کمتر از يک پلک به هم‌زدن، ويران مي‌‌کنند؟ و‌‌بنجاق (سند) هويت ايراني را به نابودي مي‌کشند؟

يک نمونه‌اش همين پل اشکاني 2200 ساله نگين در بخش شيم‌بار مسجدسليمان، با طول 50 متر، که چندي پيش به دستور استانداري خوزستان ويران شد. امروز نيز خبر تخريب آثار تاريخي اريسمان به گوش مي‌رسد. شنيدن خاطره‌اي از ژيلا مقيم‌نژاد، شايد روشنگر يکي از شوند(علت‌)هاي ويراني براي ما باشد:

«وقتي در کلاس‌ها از دانشجويان مي‌پرسم، چه‌کسي ايرانگردي کرده؟ همه، دست‌شان را بالا مي‌برند. مي‌گويم، کجا‌ها را ديده‌ايد؟ همه‌شان از جاهاي تفريجي نام مي‌برند. و وقتي مي‌پرسم در سفر خارجي خود از کجاها ديدن کرده‌ايد؟ همه‌شان از موزه‌ها نام مي‌برند و دليل‌اش را هم تبليغات گسترده در فرودگاه‌ها و همه‌جا مي‌دانند. راست‌اش بچه‌هاي ما به موزه‌هاي ايران نمي‌روند، تا فردا که بزرگ‌تر شدند، از آنان انتظار حفاظت از آثار باستاني را داشته باشيم.»

آثار تاريخي، تنها يک نمونه تک و يگانه در نوع خودشانند، نه دو تا. بسياري از آثار تاريخي از دست رفته است؛ دست‌کم از آنچه مانده، بايد به خوبي مواظبت شود. ولي نمي‌شود. رواداشتن اين‌ همه نامهرباني شايد از آن روست که برخي مي‌پندارند آثار باستاني، بي‌همتا و يگانه نيستند و مي‌‌شود نمونه بدلي‌‌شان را ساخت و جايگزين اصل کرد!

نامهرباني‌‌ها، آثار باستانيِ ايران را با شتاب، رو به ويراني مي‌برد. دالان مترو، قلب چهارباغ اصفهان را سوراخ مي‌کند و پايه‌‌هاي سي‌وسه پل را مي‌لرزاند. نيشتر پولادين راه‌آهن، زخم تخت‌جمشيد را ناسورتر مي‌کند. در شاهنامه، اسفنديار هم حريف رستم‌ نشد، ولي امروز در بيرون از شاهنامه، پيکر رستم را فرو ‌مي‌پاشند. تونل‌هاي آبي، بيستون را به غرقاب مي‌برد. با دکل‌هاي بزرگ برق، به شهر 8000 ساله توس، برق رساني شده است!

آواي دلسوزان نه بردي دارد و نه گوش شنوايي. سياستمداران بر قدرت هم، سرگرم کار خويش‌اند و آثار باستاني از نگاه‌شان، سهمي به اندازه يک مرجمک (عدس) هم ندارد. مسئولان ميراث فرهنگي در سخنراني‌هاي خود، اشاره‌اي به اين ويراني‌ها نمي‌کنند و به جاي آن، به مناسبت ثبت جهاني يک اثر از سوي يونسکو، در کرمانشاهْ جشن ملي بپا مي‌دارند.



غرقه در سد

جملگي دلسوزان آگاه، مخالف آبگيريِ سدسيوند بودند و بالازدن نَم را، دليل مخالفت خود مي‌گرفتند. همان‌گونه که توفان شن نمکين در اريسمان، به شيارهاي آثار باستاني رخنه کرده و آن‌ها را از درون مي‌پوکاند، افزايش نّم نيز آسيب جبران‌ناپذيري به سنگ‌هاي آهکي پاسارگاد مي‌زند.

دو سال پيش، مسئولان ديدگاه کارشناسان را به دور از دانش روز برشمردند و فروردين 86، سد را آبگيري کردند؛ و امروز، نم از خاک پيرامون آرامگاه کوروش (ميراث جهاني) بالا زده و به سنگ‌هاي دور و بر آن رسيده است.



چهار نعل مترو

پس از اعتراض شهروندان اصفهاني، گمان مي‌کنيد چه روي داد؟ دالان(تونل) مترو با شتاب بيشتر، از دو سو به خيابان چهارباغ تاخت و بخشي از استخر تاريخي سر در باغ هزار جريب را به ويراني کشيد؛ و اکنون به سوي سي‌وسه پل مي‌رود. روند کوري که نه لوله‌هاي سفاليني را که از گذشته‌هاي دور، آب را از باغ هزارجريب به سَر دَر باغ مي‌رساند، خواهد ديد و نه زيباييِ کاشي‌هاي مدرسه چهارباغ را؛ و نه کفپوش منار جنبان را.



آوار ‌آهن برگرده تخت‌جمشيد

امروز نيز از بيستون، آواي تيشه مي‌آيد؛ البته نه آواي عاشقانه، بلکه آواي ويراني يک اثر باستاني با پيشينه‌اي بسيار ديرين.

با بيرون ‌آمدن از اصفهان، مي‌شود پاسارگاد (پايتخت امپراتوري ساسانيان) را پس از گذشت3000 سال ديد که گوش‌اش را از سوت قطار گرفته و مي‌لرزد. خطوط راه‌آهن شيراز ـ ‌اصفهان، در قلمرو تخت‌جمشيد و در فاصله 300 متري آن، يک تهديد جدي براي نقش رستم است.

منفجرکردن ديناميت، آن‌ هم در 500 متري تخت‌جمشيد؛ به‌کارگيري مواد منفجره در 50 متري نقارخانه ساساني؛ و خطر به زير آب‌رفتن تنگه بلاغي از آبگيري سدسيوند؛ همگي تهديداتي جدي براي اين بناي 2500هزارساله ايراني به شمار مي‌رود. حتي کارهايي‌که به نام بازساخت(مرمت) در اين پايتخت باستاني انجام مي‌شود، تاکنون به جز ويراني بيشتر، برآيند ديگري نداشته است.



برق‌‌رساني به شهر 8000 ساله

دکل‌هاي برق وزارت نيرو، به يک‌باره در قلمرو مجموعه فرهنگي ‌ـ ‌تاريخي توس پا گرفت، بي آن‌که حتي به مسئولان ميراث فرهنگي ندايي داده شود.

وزارت نيرو با دست‌اندازي به قلمرو اين شهر، اميد ثبت اين اثر ملي را در فهرست جهاني يونسکو به‌باد داد. دکل‌هاي برق در بخش شمالي قلمرو تاريخي توس و در نزديکي آرامگاه فردوسي بزرگ، بنا شده است تا اين شهر، پس از گذشت 8000 سال، در آستانه تهديد قرار گيرد.



نابودي هويت

دکتر رسول‌بشاش، باستان‌شناس، که تخصص‌اش در اصيل‌شناسي‌ و خوانش کتيبه‌هاي هخامنشي است، متن کتيبه هخامنشي جزيره خارک را برگردان (ترجمه) كرده است. پيش از او نيز اصالت اين کتيبه از سوي دکتر علي‌اکبر سرفراز، باستان‌شناس، روشن شده بود.

ظرافت برگردان دکتر بشاش، به شعر پهلو مي‌زند. در اين سنگ‌نگاره آمده است که «به‌نمه» نويسنده کتيبه، براي زندگي‌بخشيدن به محيط خشک جزيره خارک، در 2400 سال پيش، توانست با سخت‌کوشي، چاه آبي بکند و ارمغان‌آور شادي براي مردم شود.

کتيبه جزيره خارک، سوا از ارزش‌ بي‌همتايش، نمادي از انديشه نياکان هخامنشي پيشرفته ايراني در 2400 سال پيش است. بستگي ميان زندگي مردم جزيره خارک و انديشه نهفته در نوشتار کتيبه را در هيچ جاي ديگري در تاريخ بوشهر، سراغي نيست.

پس چرا همه در برابر نابوديِ اين کتيبه، خاموشي پيشه کرده‌اند؟

ژاله مقيم‌نژاد در باره تهديداتي که آثار باستاني را نشانه مي‌گيرد، مي‌گويد: «نابودي آثار تاريخي، بسته به چند انگيزه است: سوداگراني که براي دسترسي به سود، به سوي اين آثار، دست ‌دراز مي‌کنند. دوم، بسازوبفروش‌هاي معمارنمايي که برايشان فروريختن کوشک‌ها(نماد فرهنگ ‌و تاريخ) و نشاندن آسمان‌خراش ‌به جاي آن‌ها، کار آساني است؛ و دسته سوم، سدسازان، مهندسان و مديران ناآگاهي که با گمان واهي توسعه و نوگرايي، راه نابودي هويت و فرهنگ مردم را مي‌پيمايند».



تمدن اريسمان

کشف شهرک صنعتي ذوب فلز و سفالينه‌هاي برنگاريده (منقوش) در اريسمان، حضور ايران را در گردونه تمدن تاريخي، نقش مي‌زند.

اکنون تازه رسيديم به اريسمان(نطنز، 60کيلومتري ‌کاشان). اين گزارش قرار بود يک‌سره بپردازد به آثار باستاني اين شهرستان؛ ولي جملگي کارشناسان مي‌گويند، اجازه گفت وگو دراين باره را ندارند. چندبار به پيشنهاد دبير يکي از سرويس‌هاي روزنامه، خواستم خودکار و کاغذي و نيز نان و کوزه‌‌ آبي بردارم و راه بيفتم به سوي اريسمان؛ که جور نشد.

دکتر چگينى، بنا بر يک توافق‌نامه(1370ـ ايران و دانشگاه ماينز آلمان) در باره پيشينه کاني‌ و فلزکارى در ايران، به پژوهش پرداخت. او در سه فصل کاوش خود در چهار نقطه اريسمان، قالب‌ها و قطعات ذوب فلز ارزشمندى به دست آورد. صنعتي‌ که در گذشته، با آغاز دوره آهن و ورود گروه‌هاي نوآور آريايي به پشته و فلات ايران، پيشرفت کرد و به آفرينش باشکوه‌هايي همچون «زيگورات چغازنبيل»(1250 پيش‌ از زادروز مسيح) و «نيايشگاه باباجان» انجاميد.

اکنون اشياء باستاني اريسمان، به سبب نبود موزه و مخزن نگهداري، به اصفهان برده شده است و تا فراهم‌‌آمدن مكان مناسب در اريسمان، نزد سازمان ميراث فرهنگي اصفهان به امانت خواهد ماند. اداره ميراث فرهنگي نطنز در کوشش است که خانه تاريخي ميرترابي‌هاي اين شهر را به موزه دگرگون كند.

قلمرو باستاني اريسمان، به سه بخش اريسمان يك، دو و سه نام‌گذاري شده است. بيشتر آثار موجود، هم‌افق با دوره‌هاي سوم و چهارم است. تمدن زندگي در اريسمان، به آغاز هزاره چهارم تا ميانه هزاره سوم پيش از زادروز مسيح باز مي‌گردد.

ماترک(ميراث) ‌جامانده از اريسمان کهن‌بوم ـ‌در کنار کوه‌هاي کرکس‌ـ از آنِ نياکاني است که در دل کوير کوهستاني مي‌زيسته‌اند و با دليري تمام با طبيعت نامهربان کويري، دست‌وپنجه نرم ‌کرده‌ا‌ند و تمدني شگفت از خود به‌جا گذاشته‌اند.ژاله مقيم نژاد مي‌گويد: «ارس» يک واژه اوستايي و به معناي اشک‌چشم است. وجود کاني تاريخي «اريسمان» ـ که امروزه از غليان افتاده است ‌ـ گواهي بر اين برداشت است. انگار اريسماني‌ها مي‌خواستند بگويند که تمدن‌شان را با رنج و اشک چشم، بپا داشته‌اند». وجود قلمرو کهن اريسمان و اهميت آن به لحاظ تاريخ فلزکاري، براي نخستين‌بار در 1375 از سوي داود حسن‌عليان اريسماني ـ‌ زمين‌شناس ‌ـ كشف شد. اکنون اين روستا يکي از نخستين قلمروهاي صنعتي جهان شناخته مي‌شود.

با کند‌‌کاوي (حفاري) در قلمرو اريسمان، همزمان با کشف كوره ذوب مس (هزاره سوم پيش‌ از زادروز مسيح)، نشانه‌هايي از معماري‌ هزاره سوم و چهارم و نيز آثار هنري زيادي يافت شد؛ از شمار: طلا و نقره به روش غال‌گذاري. مانده‌ها(بقايا)ي کوره‌هاى فلز‌کارى اريسمان نشان مي‌دهد که يک شهرک صنعتى با مديريت پيشرفته در زمان خود بود و فعاليت‌هاى صنعتى‌اش بر ديرک(حول محور) فلز و ذوب فلز مي‌چرخيد. درباره روش کار، مي‌توان گفت که پس از نخستين فرآيند ذوب در يک کوره، صنعتگران بخشى از جلوى ديواره آن را مي‌شکستند و سرباره(مدل) به دست‌آمده را بيرون مي‌کشيدند؛ سپس روي کوره پيشين، کوره نويي براى ذوب بعدى مى‌ساختند. در اين روند ساخت و تخريب، چه بسا جهت کوره‌ها دگرديس مي‌شد.

ژاله مقيم‌نژاد در باره کاني فلز اريسمان مي‌گويد: «هنوز دودلي‌هاي بسيارى در اين‌باره که فلزات مورد نياز صنعتگران از کجا مي‌رسيد، وجود دارد. برخي ديدگاه‌هاي باستان‌شناسانه، از انارک و نخلک در نزديکى کاشان نام مي‌برد و برخي ديگر، از فلزهاي موجود در کوه‌هاى کرکس اريسمان».

اکنون کارشناسان مي‌گويند، پس از گذشت 6 سال از پايان طرح (طرح جهاني بين ‌رشته‌اي 1382 ايران و آلمان)، برخي از اين آثار در حال نابودي است. سبب آن را نيز نبود تعهد به حفظ آثار، روش نادرست حفاظتي در هنگام کاوش مي‌دانند. آنان همچنين مي‌گويند، كوره ذوب مس هزاره سوم ـ‌كه نشان از فن‌آوري و نماد پيشگامي در صنعت در پيش از تاريخ ايران به شمار مي‌آيد ـ آسيب ديده است و در آينده نه چندان دور، همه دستاوردهاي پژوهش‌هاي برآمده از اجراي اين طرح جهاني از بين خواهد رفت.

***

امروز دستاوردهاي نياکان ايرانيان، در دسترس است. آيا اين در دسترس‌بودن، به معناي رخصتي براي تصاحب است؟ بي‌گمان، نه. چرا که ارث‌برهاي(وراث) آثار باستاني، همه مردم‌اند. البته تنها دستبردها نيست که به آثار باستاني آسيب وارد مي‌کند، بلکه وزش توفان‌هاي شن بيابان‌هاي سگزي (شرق اصفهان) نه تنها ويراني پوشش‌گياهي، آثار طبيعي ارزشمند و کنام زندگي جانوران وحشي را درپي دارد، بلکه ذره‌هاي گچي و غبار آونگ‌ (معلق)، به فرسايش آثار باستاني اريسمان، بناهاي خشتي تاريخي مانند سيلک کاشان و سحاب‌کاشي‌ها مي‌انجامد. آيا اين گفته مسئولان که: «کمبود اعتبارات، رسيدگي به آثار باستاني را در اولويت نخست برنامه سازمان ميراث فرهنگي قرار نمي‌دهد...» به توجيه، پهلو نمي‌زند؟

ع‌ـ‌ درويشي

codex24x

page05

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه